محمد تقي جعفري

440

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى

( ( 3222 ) ) عزت مخزن بود اندر بها كه بر او بسيار باشد قفلها ( ( 3223 ) ) عزت مقصد بود اى ممتحن پيچ پيچ راه وعقبه راهزن ( ( 3224 ) ) عزت كعبه بود آن ناحيه دزدى اعراب وطول باديه به همين ترتيب هر راهى كه شايسته و خوش عاقبت نيست خود آن راه گردنه و مانع وراهزن راه صواب است ، و همين روشهاى خصومت آميز وكينه انگيز است كه مقلد را سر دو راهىها حيران ساخته است . هر يكى از دو صاحب نظر متضاد صدق خود را در راهى كه انتخاب كرده است مىبيند و با خوشحالى به راه خود ادامه مىدهد . و اگر پاسخ ضد خود را نتواند بگويد ، از پيكار دست برمىدارد و تا روز رستاخيز سكوت اختيار مىكند و هر موقع كه در بارهء مذهبش اشكال كردند ، پاسخش اين است كه اگر چه ما از پاسخگويى شما ناتوانيم ، ولى صاحب نظران ما پاسخ شما را مىدانند . مىدانيد كدام حقيقت است كه مىتواند پوز بند اين همه وسوسه ها وخيالات باشد ، اين حقيقت عشق است وبس . وگر نه هيچ كس توانايى بستن دهان منبع وسوسه را دارا نيست . برو خوب رويى پيدا كن و به او عشق بورز ، اگر خيال شكار مرغابى به مغزت روى آورده است ، برو جوبجو دنبال مرغابى بگرد . از آن آب كه آب حيات ترا خواهد خشكاند ، توقع چه آبى دارى و از آن چه كه فهم ترا نابود مىكند ، توقع كدام فهم را در سر مىپرورانى ؟ بيشتر بيانديش ، خواهى ديد كه : ( ( 3233 ) ) غير اين معقولها ، معقولها يا بى اندر عشق با فرّ وبها ( ( 3234 ) ) غير اين عقل تو حق را عقلهاست كه بدان تدبير اسباب شماست با يكى از اين عقول ارزاق را به دست مىآورى و با عقل ديگرى مراتب عشق وگرايش را . بدين ترتيب خداوند در مقابل عشق حقيقى والهى تو تا هفتصد برابر به تو پاداش خواهد داد .